|

وقتی بزرگ می شی دیگه خجالت می کشی به گربه ها سلام کنی و برای پرنده ها
دست تکون بدی . دیگه نباید و نمی تونی که دلت شور بزنه برای جوجه قمری هایی که
مادرشون هنوز برنگشته....
فکر می کنی آبروت میره اگه یه روز مردم . همان هایی که خیلی بزرگ شدن دلشوره قلبتو
می بینن و به تو می خندن . دیگه نمی تونی دعا کنی برای آسمون که دلش گرفته و حتی
آرزو نمی کنی که کاش قدت می رسید و اشکهای بارونی آسمون و پاک میکردی...
ستاره هات انقدر دورند که حتی لبخندهاشونو نمی بینی و ماه ..... همبازی قدیمی تو....
اونقدر کمرنگ شده که اگه تموم شب هم بگردی پیداش نمی کنی !
تو بزرگ می شی و خواه ناخواه تمام آواز پرنده های قلبتو بیرون می کنی و یه روزی به خودت
میای که خیلی دیره . فردای اون روز تو رو به خاک می سپارند و می گن :
« اون خیلی بزرگ شده بود »
و تو در واپسین لحظه ها نگاهی به گذشته میندازی و می گی :
« کاشکی زمانی که می تونستیم یه کم دیکه کودکی می کردیم » !!!
Medium (Media) Blog
طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا!
دانلود قالب رايگان Pink Bear (خرس صورتي) براي وبلاگ بلاگفا
|